X
تبلیغات
رایتل

یوسف

چهارشنبه 20 دی‌ماه سال 1391 ساعت 10:02 ب.ظ

یوسف مصری نمی آید به کنعان دلم


بازسر را می گذارد غم به دامان دلم


 بی حضورچتر دستانت ببین یعقوب وار


مانده ام امشب دوباره زیر باران دلم


 خوب می دانی زلیخای جنون با من چه کرد


پاره شد در ماتم عصمت گریبان دلم 


نوح من ! خاصیت عشق است امواج بلند


کشتی ات را بشکن و بنشین به طوفان دلم


 کی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم


کی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟


 تا بگویی با من از عریانی اندوه خویش


تا بگویم با تو از اسرار پنهان دلم 


بوی پیراهن مرا کافی است تا روشن شود


چشم تاریک و شب خاموش کنعان د

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo